تاریخ مد (1)

تاريخ مد

بى شك هيچكس نميتواند به طور دقيق بگويد كه نخستين لباسها از چه چيزهايى درست شده بودند. آدم ها به داستان آدم و حوا و اين که آنها از برگ درخت انجير براى پوشاندن خود استفاده كرده اند، معتقدند. كسانى كه برخلاف اين ، حدس ميزنند كه انسان ها از نژاد ميمون ها ميباشند، بر اين باورند كه انسان در ابتدا پوست حيوانات را برتن مي كرد. چيزى كه در طول سال ها تغيير كمى داشته است، متريالى مي باشد كه از آن لباس هاى ما و در ادامه، مد شكل گرفته است. ما هميشه و از ابتدا از متريال موجود در طبيعت مانند پشم و يا الياف كتان براى پوشاندن خود استفاده كرده ايم. فقط نوع و روش لباس پوشيدن ما تغيير كرده است.

گستردگى نيازها به عنوان نمادى از وضعيت

سه تا از نيازهاى اساسى انسان كه در گذر سال ها تغيير نكرده اند : ١.غذا ٢.سرپناه ٣.پوشاك

پوشش در ابتدا تنها به عنوان محافظت در برابر عوامل طبيعى مانند باران و سرما بوده است، در طول زمان، لباس در كنار كاركرد محافظتى ابتدايى خود، يك ويژگى ديگر نيز پيدا كرد: ابزارى شد براى توصيف كردن و شناساندن خود.

 اكنون به ابتداى به وجود آمدن لباس نگاهى مي اندازيم، به حدود ١٣٠٠٠٠ سال قبل. زمانى كه انسان هاي غارنشين در زمين مهاجرت مي كردند و براى اين كه از بدن خود در برابر سرما و در عصر يخبندان محافظت كنند، از پوست حيوانات استفاده ميكردند. ٣٥٠٠٠ سال پيش، لباسهايى كه در عصر حجر درست شد، از ريشه گياهان و پوسته درختان بودند. در همان زمان ها  نخستين نشانه هاى خود بيانگرى پديدار شد. به اين شكل كه: لباس ها در رنگهاى مشخص و داراى فرم و الگو درست مي شدند و لباس بيشتر از اين كه به عنوان محافطى براى بدن در نظر گرفته شود، به عنوان يك جلد و پوشش ظاهرى مورد توجه قرار گرفت.

تاريخشناسان بر اين باورند كه: يك پوشش زيبا نشان دهنده ى برترى و شايستگى بوده است.

در نتيجه لباس ها نشان دهنده جايگاه هر فرد در اجتماع بوده اند.

معناى رنگ ها در راستاى مد و لباس

امروزه به محض آن كه يك كالكشن و مد جديد به نمايش درمي آيد، در مورد رنگ هاى جديد و استفاده شده در آن كالكشن سؤال مي شود.

ميخواهد سبز زمردى باشد يا آبى آسمانى، رنگ ها روند مد را مشخص مي كنند. علاوه بر اين رنگ ها امروزه به ميزانى مهم هستند كه هركدام بايد درموقعيت مناسب خودشان پوشيده شوند. براى مثال مشكى، خاكسترى و آبى تيره به عنوان رنگ هاى كلاسيك شناخته مي شوند و مناسب موقعيت هاى رسمى هستند. در گذشته رنگ ها نه تنها امكانى براى نشان دادن سليقه و استايل بوده اند، بلكه مقام و جايگاه افراد را نيز نمايان مي كردند. براى مثال در دوران باستان، قرمز و سفيد را طبقات بالاى جامعه بر تن مي كردند. رنگ سفيد از گذشته تا كنون نشانه پاكى بوده است، قرمز ثروتمندى و قدرت و نفوذ را نشان مي داده است. كارگران، رعيت و مردمى كه از طبقات پايين اجتماع بودند جرئت نميكردند كه از اين رنگها استفاده كنند. قشر ضعيف جامعه غالبا لباس هایی به رنگ قهوه اى و يا خاكسترى بر تن مي كردند. با اين رنگ ها آنها هيچ توجهى را جلب نمي كردند و این نشانه كم ارزشى آنها بود. همچنين رنگ زرد نيز در طول تاريخ به نشانه نقص و كمبود بوده است. اين رنگ در دوران باستان نشانه روسپى گرى بوده و فقط توسط روسپى ها پوشيده مي شده است. همچنين در قرن هاى بعد نيز اين رنگ نشان دهنده شغل هاى كم ارزش بوده و براى مثال توسط جلادان پوشيده مي شده است.

اگرچه كه امروزه هيچ كس جرأت و جسارت اين را ندارد كه برهنه به خيابان برود، اما در مصر باستان برهنگى، آن گونه كه در قرن هاى بعد مورد سرزنش قرار ميگرفت، زننده و زشت به شمار نميرفت.

در آن زمان، لباس نشانه تجمل گرايى بود. اشرافيان ميتوانستند با پوشيدن لباس ، خود را از قشر متوسط جامعه و رعيت متمايز كنند. البته در مصر باستان مردم ميتوانستند براى حفاظت از خود در برابر شرايط آب و هوايى، به ميزان كمى خود را بپوشانند. عموما لباس ها از كتان درست مي شدند و بسيار سبك بودند. مردان اكثرا لنگى ميپوشيدند كه بلندى اش تا ساق يا زانوى پايشان بود. افرادى كه از طبقات بالاى جامعه بودند، اين جامه را با يك نيم تنه، كامل ميكردند. غلامان و خدمتكاران عموما برهنه بودند. بعده ها نیز آن ها فقط مي توانستند با  آویختن رشته هايى تا روى شكمشان، خودشان را بيارايند.

در يونان باستان، نيم تنه به عنوان يك بخش جدا نشدنى، براى پوشاندن بدن، استفاده ميشده است. در ضمن تونيك ها و نيم تنه هايى كه آن زمان استفاده مي شدند، شباهت هايى به لباس هاى امروزى و نيم تنه هايى كه به عنوان اكسسورى بر روى لباس ها پوشيده ميشوند، داشتند. يك ويژگى نيم تنه ها اين بود كه از نظر قيمت بسيار مناسب بودند و هركسى براساس سليقه خود مي توانست آن را بپوشد. در پايان امپراتورى روم، قوانين سختگيرانه اى براى اين كه مردم چه لباس هايى اجازه دارند بپوشند، وضع شد.

اهميت زيورآلات

جواهراتى كه خانم ها استفاده مي كردند بسيار بلند بودند و به گونه اى بودند كه سينه ها آزاد مي ماندند و  جواهرات توسط دو گيره اى كه به شانه هايشان متصل بود، نگه داشته مي شدند. همينطور اشرافيان قسمت بالاى سينه خود را با يك شنل و يا يك يقه بزرگ اضافى مي پوشاندند. زنان و مردان موهاى سر خود را مي تراشيدند و در مناسبت هاى مهم و جشن ها، از كلاه گيس هاى بافته شده كه از موى انسان، تارهاى كتان و يا نخل درست شده بودند، استفاده ميكردند و با موم زنبور آن را بر روى سر خود ثابت مي كردند. در آن زمان كلاه گيس نه تنها يك آرايش به شمار ميرفت، بلكه نمادى از موقعيت و وضعيت افراد نيز بود. 

ترجمه و ویرایش: پریناز اسلامی فرد


گروه: تخصصی
تاریخ انتشار: 1398/04/19
رکوردی جهت نمایش وجود ندارد.
  • تمامی فعالیت های سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران و با مجوز از وزارت ارشاد انجام گرفته و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد